على اصغر حلبى
187
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
است ، و ديگرى زنى است كه با زنا حامله شده و در حال زايمان قبل از توبه مرده است آيا اين دو مؤمن هستند يا كافرند ؟ ابو حنيفه پرسيد از كدام ملت هستند ؟ آيا يهودى بودند ؟ گفتند خير ؛ گفت : آيا نصرانى هستند ؟ گفتند خير ؛ پرسيد مجوسى بودند ؟ گفتند خير . ابو حنيفه پرسيد آخر اينها منسوب به كدام ملّت هستند ؟ گفتند منسوب به ملتى هستند كه شهادتين را بر زبان جارى مىسازند ( اشهد ان لا إله الّا اللّه و ان محمدا عبده و رسوله ) ابو حنيفه پرسيد به من بگوييد شهادتين چه سهمى از ايمان را دارد يك سوم يا يك چهارم و يا يك پنجم ؟ آنها گفتند ايمان يك و يك چهارم ندارد ابو حنيفه گفت پس شهادتين چه مقدار از ايمان است ؟ آنها گفتند همه ايمان . او گفت : درحالىكه شما آنها را مؤمن مىدانيد از من چه مىپرسيد ؟ آنها گفتند ما مىپرسيم كه اينها دوزخىاند يا بهشتى . او گفت من دربارهء آنها همان مىگويم كه ابراهيم دربارهء بدترين گناهكاران گفت كه « خدايا آن كه از من پيروى كند از من است و آنكه از من نافرمانى كند تو آمرزگار و رحيم هستى » ( ابراهيم ، 14 / آيهء 36 ) ؛ و آنچه عيسى دربارهء گناهكاران بزرگتر از اينها گفته بود كه « اگر تو آنها را عذاب كنى پس بندگان تواند و اگر عفو فرمايى تو غالب و دانايى » ( مائده ، 5 / آيهء 118 ) ؛ و آنچه پيامبر ديگر خدا نوح ( ع ) گفته بود زمانى كه قومش گفتند « ما چگونه به تو ايمان آوريم در صورتى كه پيروانت معدودى مردم خوار و فرومايهاند » نوح گفت « مرا چهكار كه افعال و احوال پيروانم را بدانم ( كه طبقه عالى يا دانىاند ) اگر شعور داريد بدانيد كه حساب كار آنها بر كسى جز خدا نخواهد بود » ( الشعراء ، 26 / آيهء 110 تا 112 ) با شنيدن اين پاسخ سلاح از تن در آوردند و گفتند بيزارى مىجوييم از هر باورى كه بوديم و به آيين تو وارد مىشويم . « 1 » سرنوشت مؤمن گنهكار « ما نمىگوييم كه گناه براى مؤمن زيانبار نيست ، و نمىگوييم كه مؤمن به دوزخ نخواهد رفت و نمىگوييم كه او تا ابد در جهنم بسر خواهد برد و اگر چه فاسق باشد و ما همانند مرجئه نمىگوييم كه نيكويىهاى ما حتما مقبول و بديهاى ما حتما بخشيده خواهد شد » . « 2 » در عقيده طحاويّه چنين مىافزايد : « ما نه بر بهشتى بودن احدى از اهل قبله قطع مىكنيم و نه بر دوزخى بودن او و ما بر آنها حكم كفر يا شرك يا نفاق صادر نمىكنيم
--> ( 1 ) . المكى ، 1 / 124 - 125 . ( 2 ) . ملا على القارى ، 93 ؛ المغنيساوى ، 29 .